۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه

تائید حکم اعدام جعفرکاظمی ، یکی از متهمان پس از انتخابات

نسیم غنوی: حکم اعدام یکی از متهمان پس از انتخابات تایید واعاده دادرسی نیز توسط دیوان عالی رد شد
نسیم غنوی به کمپین بین المللی حقوق بشر درایران گفت که حکم اعدام موکلش جعفرکاظمی در دادگاه تجدیدنظر تایید شده و درخواست اعاده دارسی وی نیز توسط شعبه ۳۱ دیوان عالی رد شده است. این حکم توسط دادگاه تجدید نظر شعبه ۳۶ استان تهران به ریاست حجت الاسلام زرگر تایید شده است.
خانم غنوی گفت که موکلش مدتها درزندان انفرادی بوده ولی از اینکه انواع دیگری فشار بر وی یا خانواده اش آمده باشد مطلع نیست.
جعفر کاظمی، ۴۶ ساله، لیتوگراف کتب درسی و جزوات دانشگاه امیر کبیر، روز ۲۷ شهریور در میدان هفت تیر دستگیر و به سلول انفرادی بند ۲۰۹ منتقل و پس از ۷۴ روز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. جعفر کاظمی پیش از این نیز از سال ۱۳۶۰ تا اواخر سال ۱۳۶۹ زندانی بوده است. رودابه اکبری،همسر جعفر کاظمی، طی نامه‌ای از دبیر کل سازمان ملل برای متوقف کردن حکم اعدام همسرش کمک خواسته است. وی ابتدا در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شده بود.
خانم غنوی پیرامون اتهام موکل اش گفت: «جعفر کاظمی، متهم به محاربه از طریق هواداری گروه مجاهدین است اگرچه هیچ یک از بازجویی­ها اتهامات وارده را نپذیرفته است.»
وی افزود: « اتهام محاربه از جمله جرائمی است که قانونگذار باید شرایط فقهی را به سبب این که ریشه فقهی دارد لحاظ کند؛ از جمله این که اقدام مسلحانه هست که اکثر علمای شیعه معتقدند محارب به کسی می گویند که دست به سلاح ببرد. در مورد موکل من این طور نبوده، ایشان صرفا در اجتماعات بعد از انتخابات حضور داشته است و احتمال دارد شعارهایی داده باشد اما به عنوان وکیل معتقد هستم بحث محاربه در مورد ایشان اصلا مصداق پیدا نمی کند.»
نسیم غنوی در خصوص دفاعیات مطرح شده در دادگاه گفت: «متأسفانه نه دادگاه بدوی به دفاعیات ما توجه کرد نه تجدید نظر و دیوان هم همین طور و بحث محاربه را در مورد ایشان صادق دانستند.» به گفته وکیل این پرونده، حکم جعفر کاظمی در اجرای احکام است و از نظر قانونی هیچ اقدامی برای نجات جان جعفر کاظمی در حال حاضر، میسری نیست.»

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

هانیه فرشی بجرم حضور در فیس بوک به اوین ربوده شد

هانیه 28 ساله را 10 روز است بجرم حضور در شبکه اجتماعی فیس بوک دستگیر نموده و به اوین برده اند
به گزارش خبرگزاری حقوق بشر ایران، رهانا، ماموران امنیتی در تاریخ یکشنبه ۲۷ تیر ماه ۱۳۸۹ ساعت شش صبح به منزل هانیه فرشی شتربان وارد شده و وی را بازداشت می‌کنند.
ماموران امنیتی بعد از تفتیش منزل ، هانیه را بازداشت کرده و کامپیوتر، تلفن و وسائل شخصی وی را ضبط می‌کنند. وی در ابتدا به بازداشتگاه اطلاعات تبریز منتقل شده و سپس به زندان اوین منتقل می‌شود.
به این شهروند تبریزی اتهاماتی چون «اهانت به مقدسات، ارتباط با بیگانه» زده‌اند که گفته می‌شود بر مبنای فیسبوک ایشان است.
از وضعیت وی در حال حاضر اطلاعاتی در دست نیست و اجازه تماس با وی به خانواده‌اش داده نمی‌شود.
تنها جرم هانیه حضور در فیس بوک است.

اعتصاب غذای حسین رونقی، وبلاگ نویس زندانی در بند دو الف

حسین رونقی ،وبلاگ نویس اعتصاب غذا کرد. وی که از ۲۲ آذر ماه سال گذشته دستگیر شده ،همچنان در بند ۲ الف سپاه در سلول انفرادی به سر می برد.

به گزارش خبرنگار کلمه، وی در اعتراض به نگهداری طولانی مدتش در سلول انفرادی و همچنین فشار برای مصاحبه تلویزیونی دست به اعتصاب غذا زد ه است .
زلیخا موسوی مادر حسین رونقی نیز در این باره تاکید کرده است :” حسین تحت فشارهای شدید برای اعتراف تلویزیونی قرار دارد .”
او همچنین از نگه داشتن فرزندش در سلول انفرادی به مدت هشت ماه ابراز نگرانی می کند و می پرسد چرا باید فرزندش این همه وقت بلاتکلیف در بند ۲ الف سپاه زندان اوین نگهداری شود .
مادر رونقی که برای ملاقات با فرزندش و پی گیری پرونده او از شهرستان ملکان به تهران رفت و آمد می کند اضافه کرد :حسین زنگ زد و گفت که «شب چشمانم را بستند و گفتند باید مصاحبه کنی. من واقعا نگران او هستم.
پسرم همچنان برای مصاحبه تلویزیونی تحت فشار است. من واقعا نمیدانم چکاری باید انجام دهم. به همه نامه نوشته ایم از رئیس قوه قضائیه تا دادستان و… همه جا رفته ایم اما حسین همچنان تحت فشار است .»

جمعی از مسیحیان در مشهد بازداشت شدند

جمعی از مسیحیان ساكن مشهد در یك برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی اطلاعات مشهد بازداشت شدند كه از سرنوشت دو تن از آنان تاكنون خبری در دست نیست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، از شهرستان مشهد مركز استان خراسان رضوی ، در روز پنج شنبه ۱۷ تیرماه تعداد ۱۵ تن از نوكیشان مسیحی آن شهر كه در حال عزیمت به شهرستان بجنورد از توابع استان به منظور دیدار و مشاركت با برخی مسیحیان آن شهر بودند در یك برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی اداره كل اطلاعات خراسان بازداشت شدند .
به گفته منابع مطلع، گویا ماموران اطلاعات در مورد این سفر از قبل آگاه بوده اند بطوری كه وقتی این افراد در یك اتوبوس سوار شدند و حركت كردند ، دقایقی بعد در بین راه ماموران امنیتی ضمن دستور توقف به راننده اتوبوس كلیه سرنشینان مسیحی آنرا كه از قبل شناسایی كرده بودند را بازداشت نمودند.
این گزارش همچنین می افزاید، كلیه این ۱۵ نفر پس از دستگیری به بازداشتگاه اداره كل اطلاعات خراسان منتقل میشوند . در آنجا به بطور مداوم و به مدت یك هفته تحت بازجوئی شدیدی بوده اند و فشار زیادی به آنها وارد شده است . پس از گذشت یك هفته سرانجام ۱۳نفر از آنان با امضای تعهد نامه و سایر فرمهائی كه در اینگونه موارد به اجبار باید آنها را امضاء كنند بطور موقت آزاد میشوند .
۲نفر دیگر از بازداشت شدگان مسیحی به اسامی رضا ( استیفان) ۴۸ ساله و احسان بهروز ۲۳ ساله كه حاضر به امضای تعهد نامه و فرمهای مذكور نشدند همچنان در بازداشت باقی مانده اند .
گزارشات حاكی از آن است كه "احسان بهروز" در همان روز بازداشت حوالی ساعت ۸ شب بهمراه سه تن از ماموران اطلاعات به محل سكونتش در خیابان نخ ریسی مشهد مراجعه میكنند و ماموران امنیتی پس از بازرسی و تفتیش منزل وی كلیه لوازم شخصی ، كامپیوتر ، كتب و نشریات ایشان را ضبط و با خود می برند. از زمانی كه آقای بهروز به همراه ماموران و وسایل ضبط شده از منزل خارج شده است خانواده وی تا كنون اطلاع دقیقی از آنچه بر او گذشته است ندارند . در طی این مدت او فقط دوبار در تماسهای تلفنی كوتاهی كه با خانواده اش گرفته است اعلام كرده كه سالم میباشد . احسان بهروز دانشجو و از اعضای كلیساهای خانگی مشهد میباشد .
این منابع گزارش دادند كه رضا ( استیفان ) متاهل و دارای ۲ فرزند می باشد و خانواده های این بازداشت شدگان مسیحی به شدت نگران وضعیت آنها هستند . این در حالی است كه گفته می شود هر دو آنان همچنان در بازداشتگاه اطلاعات مشهد بسر می برند و برای آنان در شعبه ۹۰۱ دادگاه انقلاب واقع در خیابان كوهسنگی تشكیل پرونده شده است . تاكنون هیچ گونه خبری از تفهیم اتهام و انتخاب وكیل برای آنان نیست و مشخص نشده تا چه زمانی باید در بازداشت و بلا تكلیفی بسر ببرند .
این بازداشت ها و فشار ها بر مسیحیان در مشهد در حالی صورت میگیرد كه "علی گلچین" زندانی مسیحی ساكن ورامین كه همچنان پس از گذشت قریب ۸۰ روز در زندان انفرادی اوین بسر می برد.
لازم به ذكر است بازداشت شدگان مسیحی در سالجاری كه عموما از نومسیحیان هستند و تاكنون بطور موقت در شهرهای مختلف كشور تا زمان تشكیل دادگاه با وثیقه آزاد شده اند، همچنان در انتظار روز محاكمه بسر می برند .

۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

تیتر اول روزنامه های اوائل انقلاب 57

۱۹ مورد اجرای حکم اعدام در تیر ماه ۱۳۸۹

در تیر ماه ۱۳۸۸ اجرای حکم اعدام در خصوص شهروندان ایران با عناوین اتهامی و مجرمانه‌ مختلف اجرا شد و بر این
اساس ۱۹ تن اعدام شدند
بر اساس اطلاعات و اخبار موجود در تیر ماه ۱۳۸۹ در زندان‌ها و شهرهای مختلف ایران ۱۹ تن از شهروندان با اجرای حکم اعدام روبرو شدند.
به گزارش «رهانا» سامانه خبری «خانه حقوق بشر ایران» در میان ۱۹ اعدام صورت گرفته، نام ۱۸ مرد و یک زن به چشم می‌خورد ۱۶ تن از اعدام شده‌ها با عنوان جرمی «قاچق موارد مخدر» روبرو بوده و به همین دلیل اعدام شده‌اند. محاربه و فساد فی‌الارض عناوین اتهامی و جرمی دیگر اعدام شدگان است.
در ماه گذشته ۴۰ مورد اجرای حکم اعدام در ایران گزارش شده بود.
در تیر ماه سال ۱۳۸۹ علاوه بر اعدام‌هایی که صورت گرفت، خبر از قطع دست ۵ نفر در زندان همدان، به اتهام سرقت، اعتراض‌های مختلفی را به همراه داشت.
هم‌چنین اعتراض‌های بین‌المللی به حکم سنگسار سکینه محمدی در روزهای مختلف این ماه ادامه پیدا کرد.
از دیگر مواردی که با اعتراض مجامع بین‌المللی در تیرماه روبه‌رو شد، خبر اعدام قریب‌الوقوع محمدرضا حدادی، نوجوان محکوم
به اعدام بود که تا پایان تیر ماه این اعدام صورت نگرفت.
با وجود اعتراض‌های بین‌المللی به اجرای احکام اعدام، سنگسار، قطع دست و …، ایران هم‌چنین یکی از کشورهایی است که بیش‌ترین آمار اعدام را دارا در جهان دارا است

۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

در سالگرد در گذشت پدرم

پنجم مرداد ماه ۱۳۸۹
سي سال پيش پدرم با چشمي گريان و دلي افسرده خاك وطنش را ترك گفت, در اين آرزو كه با رفتنش
آرامش و صلح از رفته به ايران عزيزش باز گردد. خون هموطنانش در آشوب انقلاب بر زمين
نريزد و بيگانگان با گسترش دامنه ستيز خانگي سوداي تعرض به ايران در سر نپرورانند.
اما نه تنها آرزوي او بلكه آرزوي هيچ يك از ايرانياني كه به اميد دسترسي به آزادي ها و حقوق بيشتر
به پيشباز انقلاب رفتند بر آورده نشد. كساني بر وطن دلبندش مسلط شدند كه در اين سال ها با ايران و
فرزندانش آن كردند كه هيچ دشمن بي رحمي در تاريخ نكرده بود, اينان از خونريزي و خرابي هاي
بي شمار , از ستيز با همه حقوق و آزادي هاي مردم ايران, از ماجراجويي و جنك طلبي, از هدر دادن
سرمايه هاي انساني و مادي وطن و از تحقير نام بلند ايران در جهان يك لحظه هم دست نكشيده اند و
من يقين دارم كه نخواهند كشيد,
مي گويند, و درست مي گويند, كه تاريخ داور نهايي نيك و بد كارنامه كساني است كه در زندكي
مردمان و در سر نوشت جامعه خويش نقشي عمده داشته اند. اما, اين داوري در يك آن و يك باره رخ
نمي دهد و شمار داوران كارنامه ها محدود به محققان و نويسندگان نيست. اعضاي هر جامعه اي پيوسته
در كار اين داوري اند.
داوري ايرانيان در باره كارنامه پدرم نيز همچنان ادامه دارد و خواهد داشت.
ترديد ندارم كه اين داوري هميشه منصفانه خواهد بود, روان پدرم را شاد و فرزندانش را سر بلندتر از
هميشه خواهد كرد.
از همه هم ميهنان عزيزي كه در سالگرد او خود را در اندوه من و خويشانم شريك دانسته اند
صميمانه سپاسگزارم.
رضا پهلوي

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

داریم جهان را مدیریت می‌کنیم

داریم جهان را مدیریت می‌کنیم

۱۳۸۹ تیر ۲۶, شنبه

صدور حدود نیم قرن زندان برای چهار فعال سیاسی کرد

چهار فعال سیاسی کرد اهل روستای "هنیمن" از توابع شهر سنندج که در آذرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی سندج مجموعا به تحمل حدود نیم قرن زندان محکوم شدند.
بنابه اطلاع گزارشگران هرانا، این چهار فعال سیاسی کرد به نام های صباح خیاط، پشتیوان آسم، نعمت اسحاقی و لقمان منفرد در آذرماه سال گذشته در شهرهای سقز، مریوان و روستای هنیمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند و به مدت نزدیک به 3 ماه در بازداشتگاه ستاد خبری شهر سندج تحت شدیدترین شکنجه های روحی و فیزیکی قرار گرفته بودند.
آنان که متهم به عضویت و همکاری با یک حزب کردی بودند، توسط بازجویان اداره اطلاعات این شهر برای گرفتن اعترافات تحت شکنجه و فشار زیادی قرار داده شده بودند، به طوری که آثار این شکنجه ها بر بدن آن ها هم چنان باقی مانده است.
این چهار فعال سیاسی کرد بعد از گذشت سه ماه به زندان مرکزی سنندج منتقل می شوند و در اردی بهشت ماه سال جاری از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب این شهر به ریاست قاضی بابایی به ترتیب آقای لقمان منفرد به 11 سال زندان، آقای پشتیوان آسم به 15 سال زندان، آقای نعمت اسحاقی به 12 سال زندان و آقای صباح خیاط به 11 سال زندان محکوم شده اند.
پروند این چهار فعال سیاسی به دلیل اعتراض نامبرده گان به حکم دادگاه هم اکنون در مرحله تجدید نظر خواهی در مراجع قضایی استان کردستان در حال پیگیری می باشد.
لازم به ذکر است وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی و استاندار کردستان زمستان سال گذشته از انهدام چند باند وابسته به احزاب کرد مخالف نظام خبر داده بودند. همچنین دادستان سنندج به عنوان مدعی العموم خواهان اشد مجازات برای این چهار فعال سیاسی شده بود.
این چهار زندانی هم اکنون در بند پاک دو زندان مرکزی سنندج بسر می برند.

تعقیب و تهدید پناهندگان ایرانی در خاک ترکیه

زمان انتخابات مسئله‌ساز ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد سال گذشته، هزاران ایرانی به ترکیه گریخته‌اند. به گزارش روزنامه‌ی «تاگس ‌اشپیگل»، بسیاری از این ایرانیان، شکایت دارند که وزارت اطلاعات آن‌ها را تهدید و تعقیب می‌کند.
شهر کوچک نیغده در مرکز ترکیه، معمولا برای سرویس‌های مخفی خارجی اهمیتی ندارد. با این همه، به گزارش روزنامه‌ی آلمانی «تاگس اشپیگل» در ماه‌های اخیر گه‌گاه سروکله جاسوسان جمهوری اسلامی در این منطقه آشکار می‌شود. هدف آن‌ها، تعقیب مخالفانی است که از زمان انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته به این سو، ایران را ترک کرده‌اند.
تعقیب دانشجویان و روزنامه‌نگاران
گریختگان از سرکوب در ایران، در خاک ترکیه انتظار انتقال به کشورهای دیگر و آغاز یک زندگی به‌دور از خطر را می‌کشند. تاگس اشپیگل می‌نویسد که بسیاری از آن‌ها، از شرایط زندگی خود و تهدید جاسوسان جمهوری اسلامی شکوه دارند.
"رجب کورکوت" عضو انجمن همبستگی با پناهجویان و فراریان نیغده گفته است که تنها از زمان انتخابات ریاست‌جمهوری تا امروز، ۳ تا ۴ هزار ایرانی، به ترکیه وارد شده‌اند. انجمن همبستگی، در نیغده به پناهجویان ایرانی کمک می‌کند.

به گفته کورکوت «بیشتر فراریان دانشجو یا روزنامه‌نگار هستند. ماموران امنیتی جمهوری اسلامی، این گروه را در ترکیه تعقیب می‌کنند. حتی برخی از ایرانیان گزارش داده‌اند که از سوی جاسوسان ایرانی تهدید شده‌اند. یک ایرانی گفته است که پس از مصاحبه با یک خبرنگار خارجی، سه مرد او را غافلگیر کرده، چاقو زیر گردنش گرفته و او را تهدید کرده‌اند.»
۳ سال انتظار
اغلب ایرانیان، تا پذیرش درخواست پناهندگی خود از سوی کشورهای امن، باید سه سال در ترکیه بمانند. روزنامه‌ی آلمانی تاگس اشپیگل می‌نویسد که دولت ترکیه تنها این پناهجویان را تحمل می‌کند، اما کار دیگری برایشان انجام نمی‌دهد. پناهجویان اجازه کار ندارند و باید هر چند روز یکبار خودشان را به پلیس محلی معرفی کنند. خیلی از آن‌ها فقط برای این که زنده بمانند، به کارهای سیاه پناه می‌برند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است:«ایرانی‌ها به ندرت در ترکیه فعالیت سیاسی دارند. هفته گذشته گروهی از آن‌ها دست به تظاهرات در برابر سفارت ایران در آنکارا زدند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی کشور خودشان شدند. به ادعای مسئولان وزارت‌خارجه ترکیه، ایران تاکنون ترکیه را برای استرداد فراریان تحت فشار قرار نداده است.»
تعهدات بین‌المللی ترکیه
به‌رغم این ادعا، تاگس اشپیگل اضافه می‌کند که مسئولان ترکیه تا به حال بارها کوشیده‌اند ایرانیان را به کشورشان باز گردانند. دیوان‌عالی حقوق بشر در استراسبورگ تا به حال چند بار از ترکیه خواسته است که پناهجویان را به ایران باز نگرداند، زیرا مستردشدگان را فشار شدید و حتی بعضا مجازات مرگ تهدید می‌کند. ترکیه به عنوان عضو شورای اروپا متعهد به اجرای احکام دیوان‌‌عالی حقوق بشر است.
"سینان ارگان" رئیس بنیاد سیاسی ترکسام در آنکارا به خبرنگار تاگس اشپیگل گفته است:«همه تلاش آنکارا و تهران این است که مناسبات نیک خود را با این موضوع به خطر نیاندازند. آن‌ها به این انتقادها خو گرفته‌اند.»
دلایل مناسبات خوب ترکیه و ایران
تاگس اشپیگل در پایان گزارش خود می‌نویسد: «مناسبات دو کشور در سال‌های گذشته همواره بهتر شده است. ترکیه یکی از نخستین کشورهائی بود که در سال گذشته پیروزی تردید‌آمیز احمدی‌نژاد را به رسمیت شناخت. در ماه ژوئن امسال، ترکیه به قطعنامه تحریم ایران در شورای امنیت رای منفی داد.»
بنا به تفسیر اشپیگل، رهبران ترکیه معتقدند امکان نفوذ آنان در مناقشه اتمی ایران اجتناب ناپذیر است. ایران برای جلوگیری از انزوای شدیدتر بین‌المللی به ترکیه نیاز دارد. درگیری بر سر مخالفان ایرانی مقیم ترکیه، تناسبی با این استراتژی ندارد.
رئیس انستیتوی سیاسی ترکسام آنکارا به خبرنگار تاگس اشپیگل گفته است:«گه‌گاه ایران خواستار دستگیری و استرداد یکی از مخالفان خود در ترکیه می‌شود. اما این فقط یک فرمالیته است. تهران انتظار اجابت خواسته خود را ندارد و می‌داند که ترکیه نمی‌تواند بدون زیرپا نهادن قراردادهای بین‌المللی خود مخالفان را بازگرداند. از سوی دیگر ترکیه مراقب است که مخالفان جمهوری اسلامی در خاک ترکیه دست به حرکات اعتراضی نزنند.»
گزارشی در همین مورد را در زیر می خوانید:
گریز از سرکوب، رویارویی با مشکلات غربت − پناهجویان ایرانی در ترکیه
به هنگام گذر از رودخانه، یخ زیر پای آنان می‌شکند، اسبهایی که بر آن سوار بودند تعادل خود را از دست می‌دهند، دو جوان در آب یخ می‌غلطند. با چنین مشکلاتی کشور را ترک کرده‌اند تا دستگیر نشوند. فشرده‌ی گزارشی از واشنگتن پست.
روزنامه "واشنگتن پست" گزارشی به قلم شهرزاد فرامرزی (آسوشیتد پرس) منتشر کرده که تصویری به دست می‌دهد از فرار گروهی از ایرانیان از خاک ایران و ورود آنان به ترکیه و مشکلها‌، ترسها و امیدهایی که با آن حین زندگی در تبعید روبرو هستند. اینان بیش از همه ایرانیانی‌هستند که در حرکتهای اعتراضی علیه دولت شرکت داشته و در پی سرکوب و پیگردهای شدید پس از انتخابات ایران در ماه ژوئن مجبور به ترک وطن شده‌اند.
نویسنده آماری را در مورد آنان به دست می‌دهد. این آمار با استناد به فهرستی است که آیدا سعادت، فعال حقوق زنان، تهیه کرده که خود در ماه دسامبر از راه مرز به ترکیه گریخته است. طبق این فهرست حدود ۴۲۰۰ ایرانی از ژوئن ۲۰۰۹ پس از گریز از ایران در اروپا، آمریکا و کشورهای منطقه خلیج فارس مثل امارات متحده عربی پخش شده‌اند. ۱۱۵۰ نفر، یعنی بیشتر این افراد، طبق گزارش کمیته کمک به پناهندگان سازمان ملل متحد، با استفاده از امکان فرار از راههای مرزی پردست‌انداز و ورود بدون روادید به ترکیه در این کشور پناه جسته‌اند. با ورود آنان به ترکیه آمار پناهندگان ایرانی ثبت‌شده در ترکیه به ۴۴۴۰ نفر (آمار ماه فوریه) رسیده است.
گریزی پرخطر
در گزارش "واشنگتن پست" شرح کوتاهی می‌خوانیم از فرار حسام میثاقی (۲۱ ساله) و سپهر عاطفی (۲۰ ساله)، دو فعال جوان حقوق بشر، در زمستان از راه مرز و با گذشتن از راههای صخره‌ای با کمک قاچاقچیان کـُرد. در چند سطر، احساس خطرناکی "گریز ناگزیر" به خواننده منتقل می‌شود: «زمانی که دو مرد جوان سوار بر اسب راه گریز از مرز ایران را پی گرفتند، برفی سبک می‌بارید. وقتی به اعماق کوهستان رسیدند، طوفان برفی بود که جلوی دید را می‌گرفت، دمای هوا بسیار پایین بود و آنها به زحمت زنده بودند.»
به هنگام گذر از رودخانه، یخ زیر پای آنان می‌شکند، اسبهایی که بر آن سوار بودند تعادل خود را از دست می‌دهند، دو جوان در آب یخ می‌غلطند. میثاقی از احساس آن زمان خود می‌گوید: «دست و پایم بی‌حس شده بود. حس می‌کردم دارم غرق می‌شوم، نمی‌دانستم کجا هستم. از درد می‌خندیدم.»
عاطفی به یاری او می‌آید، دستش را می‌گیرد او را به سمت کامیونی که در دوردست مشاهده کرده بر روی برفها می‌کشد. این دو سوار بر کامیون سرانجام به کمک آن وارد خاک ترکیه می‌شوند.
خطر زندگی در ایران
فرامرزی در گزارش خود به خطری اشاره می‌کند که جان پناهجویان را در ایران تهدید می‌کرده است. برای نمونه، یک ماه پس از آنکه میثاقی و عاطفی در ماه ژانویه از ایران خارج شدند، ماموران امنیتی به خانه آنها حمله کرده‌اند. این دو را متهم به "محاربه" کرده‌اند که مجازات آن مرگ است. اطلاعاتی‌ها نوید خانجانی، دوست این دو را دستگیر کردند که نخست می‌خواسته با آنها از کشور خارج شود، اما در دقایق آخر از تصمیم خود بازمی‌گردد. هم اکنون همراه با خانجانی هشت تن دیگر از اعضای "کمیته مستقل گزارشگران حقوق بشر" در زندان هستند که به گفته فرامرزی، خطر مرگ جان آنان را تهدید می‌کند.
زندگی برزخی در تبعید ترکیه
در گزارش "واشنگتن پست" زندگی تبعیدیان ترکیه به زندگی‌ای برزخی تشبیه شده: پناهجویان از امنیت بیشتری نسبت به ایران برخوردارند، اما همه با پولی اندک گریخته‌اند، اجازه کار ندارند و در آپارتمانهایی کوچک و با حداقل مبلمان می‌زیند.
بسیاری از آنان امیدوارند که به کمک سازمان کمک به پناهندگان وابسته به سازمان ملل متحد بتوانند به آمریکا یا اروپا بروند، امیدی که شاید تحقق آن چند سال طول بکشد، چون نهاد یادشده هم اکنون با مسئله هزاران پناهجوی عراقی نیز، که در سالهای اخیر آواره شده‌اند، دست به گریبان است.
فرامرزی می‌نویسد، بسیاری از ایرانیان هم اکنون در دو شهر قیصریه و نیغده (نیده Nigde) به سر می‌برند. آنان همچون دیگر پناهجویان ترکیه مجبور به زندگی در شهرهایی هستند که وزارت کشور آن تعیین کند، باید به طور مداوم خود را به پلیس معرفی کنند و بدون اجازه حق حرکت از شهری به شهری دیگر را ندارند.
هر فرد بالغی علاوه بر پرداخت اجاره خانه و دیگر مخارج باید هر شش ماه حدود ۲۰۰ دلار به دولت ترکیه برای اجازه اقامت بپردازد. برای هر کودک ۱۰۰ دلار در هر شش ماه باید پرداخت شود. وزیر کشور ترکیه هفته گذشته فرمانی را برای رفع این قاعده صادر کرده که اما هنوز اجرا نشده است.
تلاش برای از سرگیری زندگی و فعالیت
"واشنگتن پست" از مسائلی می‌نویسد که فکر پناهجویان را به خود مشغول می‌دارد: «آنان به آنچه گذشته است می‌نگرند – صدها نفر دستگیر شده‌اند، و دو نفر اعدام، از میان یازده نفری که بخاطر شرکت در جنبش اعتراضی محکوم به اعدام شده‌اند. برخی می‌کوشند در تبعید به فعالیت خود ادامه دهند و برخی در تلاش مداوای آسیب‌دیدگی روحی خود هستند.»
شهرزاد فرامرزی با چند تن از پناهجویان مصاحبه کرده است. یکی از آنان زنی است با نام مستعار مهدیس، ۳۵ ساله، که برای یکی از روحانیان دگراندیش در قم کار می‌کرده و یک سال پیش به ترکیه گریخته است. وی می‌گوید که پیش از آن در زندان ایران بارها به او تجاوز شده، و در ترکیه نیز یکی از پناهجویان به او تجاوز کرده است. او که هم اکنون در قیصریه است، روزهای مدیدی بوده که قصد داشته به قیصریه نقل مکان کند، اما پلیس از او برای اجازه این کار ۲۰۰ دلار می‌خواسته که او نداشته است. سرانجام او با قرض گرفتن از پناهجویان تازه وارد توانسته به قیصریه انتقال یابد.
پناهجوی دیگری که درباره او در گزارش "واشنگتن پست" می‌خوانیم، مهرداد عشقی (۴۰ ساله) است، که خواننده رسمی صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود. عشقی در زمان انتخابات طرفدار میرحسین موسوی بوده و حاضر به شرکت در تبلیغات انتخاباتی احمدی‌نژاد نشده، و برای همین تهدیدش کردند. وی می‌گوید، خانه و رفت و آمدهایش زیر نظر ماموران اطلاعاتی بوده است و وضع را مدام خطرناکتر می‌دیده: «آدم نمی‌داند، ممکن بود بلایی سر من بیاورند. آنها حاضرند به هر قیمتی جمهوری اسلامی را حفظ کنند.»
عشقی که به عنوان خواننده، خطاط، نقاش و آهنگساز از زندگی مرفهی در ایران بهره‌مند بوده ،می‌گوید که در ایران بهترین وضع را داشته و اینک در ترکیه آدمی عادی است. او هم مثل پناهجویان دیگر می‌گوید که دولت ترکیه جلوی هر گونه فعالیت سیاسی پناهجویان را در خاک خود می‌گیرد. از جمله مقامات ترک بنام حفظ جان او جلوی برگزاری نمایشگاهی از نقاشیهای او را گرفته‌اند
فعالیت جاسوسان حکومت و جلوگیری از فعالیت پناهجویان
"واشنگتن پست" به روابط نزدیک ایران و ترکیه اشاره کرده‌، می‌نویسد که ایران مهمترین تامین‌کننده گاز طبیعی ترکیه است و دو کشور در حال گسترش روابط تجاری خود تا حد ۱۰ میلیارد دلار در سال هستند.
رئیس پلیس قیصریه گفته است که هر محدودیتی در مورد ایرانیان، از جمله اینکه نباید با روزنامه‌نگاران حرف بزنند، برای حفظ جان آنان است.
اما شهرزاد فرامرزی می‌نویسد، برخی از پناهجویان شکایت دارند از اینکه مدام توسط جاسوس‌ها و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، تلفنی یا حتی فیزیکی، مورد حمله و تهدید قرار می‌گیرند. به گفته سازمانهای حقوق بشر، جاسوسهای جمهوری اسلامی سعی در نفوذ در میان پناهجویان و ایجاد جو سوء ظن و عدم اعتماد در میان آنان دارند.
یکی از کسانی که کمی پس از انتخابات از ایران گریخته، می‌گوید که او و خانواده‌اش می‌کوشند تماسی با دیگر ایرانیان نداشته باشند. او می‌افزاید که به دیگر ایرانیان اعتمادی ندارد و سعی کرده آپارتمانی به دور از ایرانیان دیگر برای خود و خانواده‌اش بیابد. وی که بارها به خاطر شرکت در حرکتهای اعتراضی در ایران دستگیر شده، می‌گوید که در زندان شکنجه شده است. وی از عوارض شکنجه بر جسم و روحش برای خبرنگار "واشنگتن پست" می‌گوید. او امیدوار است بتواند در محل جدید زندگی‌اش به آرامش دست یابد.
«زندگی و فعالیت را از سرگیریم!»
خانمی دیگر در مصاحبه با "واشنگتن پست" می‌گوید که تمرکز اصلی خود را روی شروع زندگی جدید در ترکیه گذاشته است. مهمترین چیز برای او از جمله این است که دختر ۶ ساله اش بتواند به زودی وارد مدرسه شود. او می‌گوید: «من در حال زندگی می کنم. نه به گذشته فکر می‌کنم و نه راجع به آینده خودم را نگران می‌کنم. اینجا آرام است. در ایران ما روزی بیست بار تقریبا دچار حمله قلبی می‌شدیم. هربار می‌آمدند در خانه‌مان ما را ببرند.»
آیدا سعادت، فعال حقوق زنان هم به حال می‌نگرد. او می‌خواهد با وجود همه موانع، فعالیت خود را در تبعید ادامه دهد. سعادت می‌گوید: «من مهاجر نیستم. آمده‌ام اینجا تا به کارم ادامه دهم.»
دویچه وله

۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

قتل توسط اوباش بسيجي در تبريز

هفته گذشته واقعه دردناك ديگري خانواده اي ديگر را داغدار و سياه پوش كرد.
يكي از اوباش و چاقو كشان بسيجي با سد راه كردن خودرو دختر جوان 26 ساله اي در منطقه وليعصر تبريز دستور توقف و به اصطلاح اصلاح حجاب دختر را ميدهد كه با مقاومت دختر جوان مواجه ميشود.
بسيجي اوباش با كشيدن سلاح به زور و تهديد اسلحه وارد خودرو شده و در سر راه 2 راهزن بسيجي ديگر را به منظور اجراي جنايت خود سوار ميكند.
بستگان دختر جوان ، اراذل و اوباش بسيجي پس از ضرب و شتم وحشيانه اين دختر جوان با توحش و شنائت به جان دختر متعرض شده و بعد از تجاوز اين جوان را با ضرب گلوله به شهادت رسانده و جسد را در اطراف گورستان اماميه تبريز رها ميكنند.
در مجلس شام غريبان و ختم شهيد الناز بابازاده هويت قاتل فرزند يكي از سرداران پاسدار افشا شده است كه انگيزه قتل و تجاوز را مبارزه با بد حجابي و انجام فرمان خدا اعلام كرده است.
گفته ميشود كه سپاه تبريز در تلاش است تا قاتلين را در اختيار خود گرفته تا شخصا رسيدگي كند كه تاكنون خبري در اين ضمينه بدست نرسيده است.
اخيرا كاهنان فرقه اسلام نماي حاكم بر ايران تدابير شديدي را در تحديد آزاديهاي زنان با عنوان طرح عفاف و مبارزه با بدحجابي و ايجاد فضاي رعب و وحشت راه اندازي كرده اند.
شهيد الناز بابازاده ساكن كوي وليعصر تبريز – مجتمع مسكوني ايرداك بوده و فرزند يك خانواده تحصيل كرده ميباشد. مادر داغدار اين شهيد نيز كارشناس مامائي ميباشد.

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

مرگ بر خامنه ای و احمدی نژاد در بازار /بازار فرش به اعتصاب پیوست

تهران – 16 تير – بازاريان معترض امروز به اعتصاب خود در بازار ادامه دادند . تعدادي از عناصر فرصت طلب بازاري نما به خواست رژيم ، براي خاتمه دادن به اين اعتصاب بزرگ بر سركار و مغازه خود رفتند كه با هو كردن و شعارهاي مرگ بر خامنه اي و مرگ بر احمدي نژاد بازاريان غيور و اعتصابي مواجه شدند . به گفته شاهدان جو بازار همچنان ملتهب است .

گسترش اعتصاب بازار در دومین روز اعتصاب ـ بازار فرش به اعتصاب پیوست
الف: محدوده صنف قماش: از انتهای بازار بزرگ (تقاطع چهار سوق کوچک) و راسته بازار عباس آباد، بازار امامزاده زید، سه دالان ملک، سه دالان امیر، سرای آزادی(دستمالچی) و کوچه حمام چال تا گذر لوطی صالح و انتهای مسگرها، سرای اتحاد، سرای اتفاق بطور کلی و صد در صد بسته و در اعتصاب کامل بود و حتی بازار کیلویی ها( پشت امام زاده زید) که خرده فروش هستند هم کاملا بسته بود . لباس فروشیها هم که داخل این بازارها بودند هم به اعتصاب پیوستند.
محدوده صنف فرش: بازار کفاشها بعد از کوچه سید ولی، سرای بوعلی بزرگ، بوعلی نو، راسته بازار کفاشها، بازار رحیمیه (رحیمیه اول، دوم ، سوم) که عمدتا ابریشم فروشند، سرای اکبریه، سرای وزیر، سرای پارک، سرای مجتبایی، کوچه کبابیها، سرای صمدیه، سرای یمین،کوچه فراشباشی، سرای بهار و ساختمان بزرگ بازار فرش ایران امروز بسته و در اعتصاب کامل بودند و حدودا ۱۰% درصد از کل صنف فرش باز بودند که آنها هم خائنین بازارهستند.
مکانهایی که در بالا از هر دو صنف نام برده شد نقش کلی و کلیدی در بازارند و اتفاقا استارت اعتصابات بزرگ سال ۵۷ از صنف قماش شروع شد و بعد از پیروزی ۲۲ بهمن هم شهدای والامقامی تقدیم انقلاب نوین کرد.
و قابل توضیح است غیر از دو صنف فوق تمامی صنوف امروز بازار بودند و این گزارش از ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۲:۳۰ تهیه شده است و فردا به خاطر شهادت حضرت موسی کاظم و بعد هم مواجه باتعطیلی جمعه و شنبه هستند و اگر به لطف خدا یکشنبه باز نشود صنوف دیگری هم به این اصناف اضافه خواهند شد.
گفته می شود علت شروع اعتصاب افزایش ناگهانی ۷۰% مالیات بوده است چون امروز(۱۶ تیر) روز مالیات است و رژیم فشار آورده که اخرین مهلت ارائه اظهارنامه مالیاتی ۳۱ تیرماه است که این زمینه ای برای آغاز این اعتصاب شد.
سایت همبستگی

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

یانیه شاهزاده رضا پهلوی در مورد سرنوشت هم میهنان در انتظار اعدام


من عمیقا نگران سرنوشت هم میهنانی هستم که طبق قوانین جاری در رژیم روحانیان هر لحظه ممکن است اعدام شوند . من از تمامی شهروندان مسئول در سراسر جهان می خواهم که سریعا از طریق ارسال نامه، ای میل و یا از طریق تلفن به سفرای شان در جمهوری اسلامی ایران، و هم چنین به سفرای جمهوری اسلامی ایران در کشورهای شان، مصرانه بخواهند که این "احکام شرعی" نقض شود و فرمان اعدام آنان متوقف شود.
دو نفر از هم میهنان من که در خطر آنی اعدام هستند: خانم سکینۀ محمدی آشتیانی، مادر دو فرزند، که در شرف سنگسار است و یک جوان که در زمان ارتکاب جرم حدودا 15 ساله بوده، محمد رضا حدادی که روز چهارشنبه اعدام خواهد شد. متاسفانه، این موارد در میهن من بسیار معمول است. بیش از 600 نفر در صف اعدام هستند.
برنقض آشکار و مداوم حقوق انسانی هم میهنانم توسط رژیم مذهبی در ایران می بایست نقطۀ پایان گذاشته شود. سابقۀ شرم آور نقض تمامی مرام های اعلامیۀ جهانی حقوق بشر توسط حکومت مذهبی – که ایران سال ها ست که امضا کنندۀ آن بوده است – نیازی به برشمردن مجدد ندارد.
از زمان موجودیتش در سی سال قبل، رژیم مذهبی در ایران مکررا به دلیل نقض حقوق بشر مورد اعتراض سازمان ها و آژانس های جهانی مدافع حقوق بشر قرار گرفته است، مانند کمیته فرهنگی، انسانی و اجتماعی سازمان ملل، سازمان عفو بین الملل، کمیسیون حقوق بشر، دیده بان حقوق بشر و فدراسیون جهانی دفاع از حقوق بشر.
شرایط حساس خانم آشتیانی و آقای حدادی از توجه و فوریت بسیار بالایی برخوردار است که تاکید بر آن اغراق آمیز نخواهد بود و همچنین است سایر هم میهنانم. نقض گسترده و فزایندۀ حقوق انسانی میلیون ها هم میهن من در ایران به میزان فاجعه آمیزی رسیده است.
این مسئولیت جدی من است که برای هم میهنانی صحبت کنم که صدایشان شنیده نمی شود. تمام ایرانیان نیز باید چنین کنند – هم چنین هر فرد آزادی خواهی بدون در نظر گرفتن ملیتش. امروز ما برای خانم آشتیانی و آقای حدادی سخن می گوئیم، و مصرانه از دولت های خارجی می خواهیم که فشار فوری بر رژیم مذهبی ایران برای نجات زندگی آنان بیاورند.
و پیام من به رژیم مذهبی این است، من از شما می خواهم که نقطۀ پایان بر اقدامات ستمگرانه و وحشیانۀ خود بگذارید، زیرا اعمال شما فراموش نخواهد شد.
خداوند نگهدار ایران و ایرانیان باد.
رضا پهلوی
سه شنبه 15 تير 1389